RishSefid صفحه اولارتباط با سايتمعرفي به دوستاننقشه سايتتبليغات در سايت جستجو موضوعات سایت :طنزدانلودعكـــسموبايـــــلمذهبــــــيخبـر و آموزشفيلم و انیمیشنجــك و اس ام اس امکانات سایت : تالار گفتمان تلوزيون آنلاين برترین ها چقدرشانس داری؟(سرگرمی) شكلك هاي ياهو گروه اينترنتي سايت روز نگار بازی آنلاین : نقاشی
فال حافظ شخصیت شناس فال با قرآن طالع بيني اسم تعبیر خواب فال میوه درخت
قريه من شانه هايت سرود ملي تنهایی - سنتوری تولد جنگ اشک یخی سختی آمدی جانم دیار کم تحمل پول سرباز ها سرگردون
احادیث زیارت عاشورا حقیقت روح عواقب گناه استجابت دعا مدیحه خدا را بشناسیم
ارشيو پيغام کوتاه فقط کاربران عضو سايت ميتوانند پيغام کوتاه ارسال نمايند لطفا وارد سيستم شويد يا اينکه عضو شويد.
کل موضوعات 25 کل ارسال ها 38 کل بازديد ها 4201 کل پاسخ ها 13 کل اعضا 1164 شهادت امام رضا (عليه السلام) شهادت امام رضا (عليه السلام) عبداللّه بن بشير كه از خدمت كاران دربار ماءمون بود، گفت روزى ماءمون به من گفت نـاخـن هـاى خـود را بـگـذار بـلنـد شـود و در ايـن باره با كسى چيزى نگو. من نيز به دستور او عـمـل كردم . يك روز مرا خواست و چيزى شبيه تمر هندى به من داد و گفت اين را با دستت به هم بزن ، من نيز به فرمان او عمل كردم . سپس از نزد من خارج شد و به طرف حجره امام رضا(عليه السلام) رفـت و پـس از مقدارى گفت و گو مرا صدا زد و از من خواست براى آنان ، دو دانه اءنار ببرم . آن گـاه بـه مـن گـفـت بـا دست خودت آنها را آب بگير. من نيز با دست خودم ، آب گرفتم و سپس به ماءمون دادم و او با دست خود آن را به على بن موسى (عليه السلام) خورانيد. وليكن همين آب انار، موجب بيمارى آن حضرت گرديد و پس از دو روز بدرود حيات گفت .هم چنين از محمد بن جهم روايت شد حضرت رضا(عليه السلام) از انگور خوشش مى آمد. ماءمون دستور داد مقدارى انگور براى آن جناب فراهم كنند. در ته دانه هاى آن ، سوزن فرو كردند. اين سوزن ها چـنـد روز در آن دانـه مـانده بود. پس از آن ، سوزن ها را بيرون كرده و انگورها را خدمت امام (عليه السلام) بـردنـد و بـا اصـرار مـاءمـون ، آن حـضـرت ، چـنـد دانـه از آن انـگـور را مـيـل نـمـود و در اثر خوردن آن ، بيمارى سختى بر آن حضرت عارض گرديد و در همان بيمارى به لقاء الله پيوست .هرثمة بن اعين در يك حديث طولانى از حضرت رضا(عليه السلام) روايت كرد كه آن حضرت فرمود اى هرثمه ، اكنون مرگم فرا رسيده و به همين زودى به طرف خدا خواهم رفت و به اجداد و پدران خود ملحق خواهم گرديد. اين مرد طاغى و سركش تصميم داد به وسيله آب انار و انگور مرا مسموم سازد.مـاءمـون اءمـر مـى كـند مقدارى نخ را در سَم خيس كنند و به وسيله سوزن در دانه هاى انگور فرو نـمـايـنـد و هم چنين مقدارى سم در كف دست يكى از غلامانش خواهد گذاشت و او را امر خواهد كرد با هـمان دست آلوده به سم ، انارها را با دست خود بشكافد و آب آنها را بگيرد. پس از اين مرا به خـانه اش دعوت مى كند و از آن انگورها و آب انارهاى مسموم به من مى دهد و مرا امر مى كند كه از آن بخورم . در نتيجه خوردن انگورهاى مسموم از دنيا خواهم رفت.به هر تقدير، در بازگشت ماءمون و درباريان و كارگذاران حكومتى او از خراسان ، جهت عزيمت بـه سـوى عـراق ، و انـتـقـال مـقـر حـكـومـت از مـرو بـه بـغـداد، در آغـاز، فـضـل بـن سـهـل بـه تـوطـئه مـاءمـون ، در حـمـام سـرخـس تـرور گـرديـد و بـه قتل رسيد. پس از آن ، امام رضا(عليه السلام) در طوس به توطئه ماءمون ، مسموم گرديد و پس از دو روز بيمارى شديد، به شهادت رسيد.پـس از آن كـه امـام رضـا(عليه السلام) بـه شـهادت رسيد، ماءمون يك شب و يك روز، شهادت آن حضرت را مخفى نگه داشت و سپس به سراغ محمد بن جعفر بن صادق (عليه السلام) كه عموى امام رضا(عليه السلام) و بزرگ علويان بود، فرستاد و او را از درگذشت امام رضا(عليه السلام) با خبر گردانيد. ماءمون در جمع علويان سـوگـوار، ابـراز انـدوه و تـاءثـر نـمـود و بـدن شريف امام رضا(عليه السلام) را به آنان نماياند كه ببينند، هيچ آزارى به آن حضرت نرسيد و به مرگ طبيعى از دنيا رفت .مـاءمـون بـراى پـنـهـان داشـتـن تـوطـئه نـنـگـيـن خـود و فـريـب دادن عـلويـان و مـحـبـّان اهل بيت، در شهادت امام رضا(عليه السلام) بسيار گريه و ناله كرد. وى گفت اى برادر! چه قدر بـر مـن گـران و سـنگين است كه تو را چنين ببينم . من آرزو داشتم كه پيش از تو از دنيا بروم ، وليكن خداى سبحان آن چه را اراده كند، به انجام مى آورد.آن گـاه دسـتـور داد كـه بـدن شـريـف آن حـضـرت را غـسـل و كفن نمايند و خود وى ، جنازه آن امام شهيد را بدوش گرفت و به محلى كه هم اكنون مرقد شريفش است ، تشييع نمود و در همان جا كه در جوار قبر پدرش هارون الرشيد است ، دفن نمود.مـحـل تـدفـيـن امام رضا(عليه السلام)، پيش از آن ، خانه و ملك حميد بن قحطه بود كه در روستاى سناباد قرار داشت .هـنـگـامـى كـه هارون الرشيد در سال 193 هجرى قمرى به هلاكت رسيد، وى را در آن جا به خاك سـپردند. ماءمون پس از شهادت امام رضا(عليه السلام) مى خواست بدن شريف آن حضرت را پشت قبر پدر خـود هارون الرشيد قرار دهد، به طورى كه قبر هارون، قبله امام رضا(عليه السلام) گردد. ولى در هنگام كـنـدن قـبـر، سنگ بزرگى نمايان شد كه كندن آن ، غير ممكن بود. اما در روبروى قبر هارون، كـنـدن قـبر با مشكلى مواجه نبود. بدين جهت ، قبرى براى امام رضا(عليه السلام) در پيش روى قبر هارون كـنـدنـد و آن حـضـرت را در آن دفن نمودند. هم اكنون ، مرقد مطهر و منور امام رضا(عليه السلام)، قبله قبر هـارون الرشـيـد اسـت . گـفـتـنـى اسـت كـه در ظـاهـر امـر، غـسـل و كفن و نماز بر بدن امام رضا(عليه السلام) به دستور ماءمون انجام گرفت ، ولى در واقع و عالم مـعـنـى ، بـدن امـام مـعـصـوم را بـايـد امـام مـعـصـوم ديـگـرى غـسل و كفن نمايد. به همين جهت ، روايات فراوانى وارد شده است كه امام محمد تقى (عليه السلام) از مدينه (بـا كـرامـت و قـدرتـالهـى ) بـه خـراسـان رفـت و بـدن شـريـف پـدرش امـام رضـا(عليه السلام) را غسل و كفن نمود و بر وى نماز به جاى آورد.دربـاره تـاريـخ شـهـادت امـام رضـا(عليه السلام)، اكـثـر مـورخـان ، صـفـر سـال 203 قـمـرى را ذكـر كـرده انـد ولى از ايـن كـه در چـه روزى از ايـن مـاه بـود، اتفاق نظر نـدارنـد. بـرخـى از آنان ، آخرين روز از ماه صفر و برخى ديگر، روزهاى ديگرى را بيان كرده اند.هـم چـنـيـن بـرخـى از آنـان ، شـهـادت آن حـضـرت را در 23 ذى قـعـده سـال 203 قـمـرى مـى دانـند.جانشين امام رضا(عليه السلام)، فرزندش امام محمد تقى (عليه السلام) بود كه به عنوان نهمين امام معصوم ، رهبرى شيعيان را برعهده گرفت . ارسال شده در مورخه : شنبه، 18 اسفند ماه ، 1386 توسط bo2shop نام: [ کاربر جدید ] موضوع: نظر: کد امنيتي : mum17natتايپ کد امنيتي : [ بازگشت ] لینکهای مرتبط · مطالب بیشتر در مورد مذهبي · سایر مطالب نوشته شده توسط bo2shop پربازدیدترین مطلب در زمینه مذهبي: شهادت امام رضا (عليه السلام) امتیاز دهی به مطلب امتیاز متوسط : 0تعداد آراء: 0لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید : انتخاب ها گرفتن پرينت از اين مطلب This Theme By RishSefid Group & Copyright By WwW.RishSefid.CoM Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir
شهادت امام رضا (عليه السلام)
عبداللّه بن بشير كه از خدمت كاران دربار ماءمون بود، گفت روزى ماءمون به من گفت نـاخـن هـاى خـود را بـگـذار بـلنـد شـود و در ايـن باره با كسى چيزى نگو. من نيز به دستور او عـمـل كردم . يك روز مرا خواست و چيزى شبيه تمر هندى به من داد و گفت اين را با دستت به هم بزن ، من نيز به فرمان او عمل كردم . سپس از نزد من خارج شد و به طرف حجره امام رضا(عليه السلام) رفـت و پـس از مقدارى گفت و گو مرا صدا زد و از من خواست براى آنان ، دو دانه اءنار ببرم . آن گـاه بـه مـن گـفـت بـا دست خودت آنها را آب بگير. من نيز با دست خودم ، آب گرفتم و سپس به ماءمون دادم و او با دست خود آن را به على بن موسى (عليه السلام) خورانيد. وليكن همين آب انار، موجب بيمارى آن حضرت گرديد و پس از دو روز بدرود حيات گفت .هم چنين از محمد بن جهم روايت شد حضرت رضا(عليه السلام) از انگور خوشش مى آمد. ماءمون دستور داد مقدارى انگور براى آن جناب فراهم كنند. در ته دانه هاى آن ، سوزن فرو كردند. اين سوزن ها چـنـد روز در آن دانـه مـانده بود. پس از آن ، سوزن ها را بيرون كرده و انگورها را خدمت امام (عليه السلام) بـردنـد و بـا اصـرار مـاءمـون ، آن حـضـرت ، چـنـد دانـه از آن انـگـور را مـيـل نـمـود و در اثر خوردن آن ، بيمارى سختى بر آن حضرت عارض گرديد و در همان بيمارى به لقاء الله پيوست .هرثمة بن اعين در يك حديث طولانى از حضرت رضا(عليه السلام) روايت كرد كه آن حضرت فرمود اى هرثمه ، اكنون مرگم فرا رسيده و به همين زودى به طرف خدا خواهم رفت و به اجداد و پدران خود ملحق خواهم گرديد. اين مرد طاغى و سركش تصميم داد به وسيله آب انار و انگور مرا مسموم سازد.مـاءمـون اءمـر مـى كـند مقدارى نخ را در سَم خيس كنند و به وسيله سوزن در دانه هاى انگور فرو نـمـايـنـد و هم چنين مقدارى سم در كف دست يكى از غلامانش خواهد گذاشت و او را امر خواهد كرد با هـمان دست آلوده به سم ، انارها را با دست خود بشكافد و آب آنها را بگيرد. پس از اين مرا به خـانه اش دعوت مى كند و از آن انگورها و آب انارهاى مسموم به من مى دهد و مرا امر مى كند كه از آن بخورم . در نتيجه خوردن انگورهاى مسموم از دنيا خواهم رفت.به هر تقدير، در بازگشت ماءمون و درباريان و كارگذاران حكومتى او از خراسان ، جهت عزيمت بـه سـوى عـراق ، و انـتـقـال مـقـر حـكـومـت از مـرو بـه بـغـداد، در آغـاز، فـضـل بـن سـهـل بـه تـوطـئه مـاءمـون ، در حـمـام سـرخـس تـرور گـرديـد و بـه قتل رسيد. پس از آن ، امام رضا(عليه السلام) در طوس به توطئه ماءمون ، مسموم گرديد و پس از دو روز بيمارى شديد، به شهادت رسيد.پـس از آن كـه امـام رضـا(عليه السلام) بـه شـهادت رسيد، ماءمون يك شب و يك روز، شهادت آن حضرت را مخفى نگه داشت و سپس به سراغ محمد بن جعفر بن صادق (عليه السلام) كه عموى امام رضا(عليه السلام) و بزرگ علويان بود، فرستاد و او را از درگذشت امام رضا(عليه السلام) با خبر گردانيد. ماءمون در جمع علويان سـوگـوار، ابـراز انـدوه و تـاءثـر نـمـود و بـدن شريف امام رضا(عليه السلام) را به آنان نماياند كه ببينند، هيچ آزارى به آن حضرت نرسيد و به مرگ طبيعى از دنيا رفت .مـاءمـون بـراى پـنـهـان داشـتـن تـوطـئه نـنـگـيـن خـود و فـريـب دادن عـلويـان و مـحـبـّان اهل بيت، در شهادت امام رضا(عليه السلام) بسيار گريه و ناله كرد. وى گفت اى برادر! چه قدر بـر مـن گـران و سـنگين است كه تو را چنين ببينم . من آرزو داشتم كه پيش از تو از دنيا بروم ، وليكن خداى سبحان آن چه را اراده كند، به انجام مى آورد.آن گـاه دسـتـور داد كـه بـدن شـريـف آن حـضـرت را غـسـل و كفن نمايند و خود وى ، جنازه آن امام شهيد را بدوش گرفت و به محلى كه هم اكنون مرقد شريفش است ، تشييع نمود و در همان جا كه در جوار قبر پدرش هارون الرشيد است ، دفن نمود.مـحـل تـدفـيـن امام رضا(عليه السلام)، پيش از آن ، خانه و ملك حميد بن قحطه بود كه در روستاى سناباد قرار داشت .هـنـگـامـى كـه هارون الرشيد در سال 193 هجرى قمرى به هلاكت رسيد، وى را در آن جا به خاك سـپردند. ماءمون پس از شهادت امام رضا(عليه السلام) مى خواست بدن شريف آن حضرت را پشت قبر پدر خـود هارون الرشيد قرار دهد، به طورى كه قبر هارون، قبله امام رضا(عليه السلام) گردد. ولى در هنگام كـنـدن قـبـر، سنگ بزرگى نمايان شد كه كندن آن ، غير ممكن بود. اما در روبروى قبر هارون، كـنـدن قـبر با مشكلى مواجه نبود. بدين جهت ، قبرى براى امام رضا(عليه السلام) در پيش روى قبر هارون كـنـدنـد و آن حـضـرت را در آن دفن نمودند. هم اكنون ، مرقد مطهر و منور امام رضا(عليه السلام)، قبله قبر هـارون الرشـيـد اسـت . گـفـتـنـى اسـت كـه در ظـاهـر امـر، غـسـل و كفن و نماز بر بدن امام رضا(عليه السلام) به دستور ماءمون انجام گرفت ، ولى در واقع و عالم مـعـنـى ، بـدن امـام مـعـصـوم را بـايـد امـام مـعـصـوم ديـگـرى غـسل و كفن نمايد. به همين جهت ، روايات فراوانى وارد شده است كه امام محمد تقى (عليه السلام) از مدينه (بـا كـرامـت و قـدرتـالهـى ) بـه خـراسـان رفـت و بـدن شـريـف پـدرش امـام رضـا(عليه السلام) را غسل و كفن نمود و بر وى نماز به جاى آورد.دربـاره تـاريـخ شـهـادت امـام رضـا(عليه السلام)، اكـثـر مـورخـان ، صـفـر سـال 203 قـمـرى را ذكـر كـرده انـد ولى از ايـن كـه در چـه روزى از ايـن مـاه بـود، اتفاق نظر نـدارنـد. بـرخـى از آنان ، آخرين روز از ماه صفر و برخى ديگر، روزهاى ديگرى را بيان كرده اند.هـم چـنـيـن بـرخـى از آنـان ، شـهـادت آن حـضـرت را در 23 ذى قـعـده سـال 203 قـمـرى مـى دانـند.جانشين امام رضا(عليه السلام)، فرزندش امام محمد تقى (عليه السلام) بود كه به عنوان نهمين امام معصوم ، رهبرى شيعيان را برعهده گرفت .
ارسال شده در مورخه : شنبه، 18 اسفند ماه ، 1386 توسط bo2shop
نام: [ کاربر جدید ] موضوع: نظر: کد امنيتي : mum17natتايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
· مطالب بیشتر در مورد مذهبي · سایر مطالب نوشته شده توسط bo2shop
گرفتن پرينت از اين مطلب
This Theme By RishSefid Group & Copyright By WwW.RishSefid.CoM
Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir